سئوالی از محضر مبارک و مقام عظمای ولایت مطلقه فقیه و شب نامه کیهان و انکار بیست و سی

14 12 2009

نویسنده: علیرضا حسینی/ مگر شما مرتب در بوق و کرنا نکرده اید که مخالفان ما دهها تن بیشتر نیستند و 98 درصد مردم همچنان طرفدار ما هستند؟ مگر اعتقاد ندارید امام زمان پشتیبان نظام شماست؟ و قیام شما متصل می شود به قیام او؟! مگر آقا نفرمودند خواب برگشت آمریکا به ایران یک خواب بدون تعبیر است؟ و آقای جنتی در خطبه های نماز جمعه تهران نگفتند سقوط انقلاب محال است؟! مگر امام زمان مدیریت جهان را در دست ندارد و به خصوص ؛ روی کشور شما ولایت تامه تکوینی ندارد؟ پس چرا بیش از 120 روز متوالی است که ورد شب نامه کیهان شده است موسوی و کروبی؟!!! مگر مخالفان شما خس و خاشاکی بیش نیستند که کاریکاتور انقلاب را کشیده اند؟ پس آیا اینهمه توپ و تانک و بسیجی و تبلیغات میلیاردی و نیروهای ضد شورش و بگیر و ببند و اوین و کهریزک و . . . برای مقابله با یک کاریکاتور و جمع کردن یک مشت ؛ خس و خاشاک است؟! چرا پارازیت روی ماهواره؟ چرا فیلترینگ در اینترنت؟ چرا حصار؟ و چرا و چرا و چرا؟ انقلابی که خدا و امام زمان و 70 میلیون نفر پشتیبان او هستند چرا بترسد و چرا زندانی و شکنجه و ترور و تبلیغ و هیاهو؟
مگر فقط دروغگو و خائن ترسو نیستند؟ پس اینهمه ترس از چیست یا از کجاست؟
و سخنی هم با آقای احمدی نژاد و سایر مسئولین لشگری و کشوری :
آقایان! من در این کشور درهم بی نظم و ترتیب شرک آلود و بی حساب و کتاب ، هیچ کاره ام! ولی به خدا خجالت می کشم وقتی می بینم برخی از همشهری های من ماه به ماه نمی توانند گوشت بخرند، آن هم در کشوری که بالاترین ذخائر نفت و گاز جهان را دارد! عرق شرم بر چهره من می نشیند وقتی می بینم مردم برای گرفتن یک پاکت شیر توی سر و مغز هم می کوبند، آنگاه شما به دنبال غنی کردن اورانیومی هستید(که آنرا هم باید از خارج وارد کنید؟!!! و برای دفع زباله آن هم مشکل دارید!) من افسوس می خورم وقتی می بینم یک نانوایی درست و حسابی در این شهر نیست آنگاه شما ماهواره به هوا پرتاب می کنید! من خجالت می کشم وقتی می بینم سه میلیون نفر طی یکسال سرچاه جمکرانی می روند و به جای خدا از کسی طلب حاجت می کنند که اصلا وجود خارجی ندارد!! من شرمنده می شوم وقتی می بینم نام زیبای حسین و علی که تمام پیامشان ؛ آزادی و آزاد منشی بود تحت حکومتی به ظاهر دینی ، لکه دار می شود! من از تمامی مراسمهایی که در خانه های پاسدارها و اطلاعاتی ها و در سطح خیابانها هر ساله تحت نام آن بزرگواران براه می اندازید : شرمنده ام ، متاسفم و ناامید! به خدا مانده ام گریه کنم یا بخندم!! من احساس سوزشی شدید در قلب خود حس می کنم وقتی می بینم شما چه بی خیال ، بیرق سیاه سیاست را در قلب دین فرو می کنید آن هم برای استمرار لجبازیها و ندانمکاریهای سیاسی خود در داخل و خارج از کشور! من احساس شرم می کنم که بین مردمی زندگی می کنم که حرف حق در مذاق آنها از زهر مار تلخ تر است و چه انقلابی و چه ضدانقلاب در برابر حق به جای تسلیم ، فحاشی و هتاکی می کنند! من شرمنده ام آقای احمدی نژاد و امیدوارم این شرمندگی در دنیا مانع شرمندگی من در آخرت باشد .
هموطنان عزیز! می دانید علت العلل تمامی بدبختی های ما در کجاست؟
یکی اخلاق گند و بچه گانه و احساساتی ماست که باید آنرا تغییر دهیم( با مطالعه و تلاش در تغییر خلق و خو) و دیگری اعتقاد عجیب ماست به قصه ها و احادیث موهوم گزینشی توسط آخوندها! در حالیکه با طناب پوسیده حدیث ، نه می توان به آسمان عروج کرد و نه چاه تاریک تاریخ فرو رفت . البته اگر شما موهوم ترین و مسخره ترین مطالب را شب و روز در گوش خود و دیگران زمزمنه کنید کم کم هم خود و هم دیگران آنرا باور خواهید کرد . . .
و صد افسوس که :

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست / آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

پایان

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: