پيشگويي جالب امام حسين(ع) درباره حکومت ضد ديني ايران!

25 12 2009

امام حسين(ع) پيش از ورود به سرزمين نينوا در مدتي كه در مکه به سرمي‌برد از اين فرصت كه مسلمانان براي برگزاري مراسم عمره و حج در شهر مكه گرد هممي‌آمدند، بيشترين بهره را براي بيدارسازي امت از هر گروه و هر صنف مي‌گرفت و باآنان گفت‌وگو مي‌كرد يا براي آنان به سخنراني مي‌پرداخت :

اي مردم! عبرت گيريد از آن نكوهشها كه خداوند نسبت به علماي يهود كرده است تادوستانش پند گيرند، آنجا كه مي‌فرمايد : چرا روحانيان و علماي يهود ، آنها را ازسخنان گناه آميز (و حرامخواري) باز نداشتند؟(چرا همه مراجع و علما و روحانيون خفه شده اند)

و فرمود: آن گروه از بني اسرائيل كه كافر شدند، به زبان داوود و عيسي بن مريممورد لعنت قرار گرفتند، زيرا معصيت‌كار و متجاوز بودند و از كارهاي ناپسندي كهداشتند جلوگيري نمي‌كردند. چه ناپسند كارها كه مي‌كردند.

بدين جهت خدا بر آنان عيب گرفت كه از ستمگران پيش چشمشان اعمال ناروا وتبهكاريها مي‌ديدند و آنها را منع نمي‌كردند، چون جيره خوار و طمعكار بودند (برادر بسيجي آيا موفق شده اي در گروهان عاشورا ثبت نام کني؟! ظاهرا امتيازاتي دارد؟!) و ازعواقب اعتراضها بيم داشتند.(اين عالمان، هدايا و مزايايي از ستمگران مي‌گرفتند و بهاسم تقيه، پرهيز، حفظ جان و مصلحت، لب فرو مي‌بستند.) با اينكه خداوند فرموده است :از مردم نترسيد، از من بترسيد.

و نيز فرموده است: مردان و زنان مؤمن دوست (و ياور) يكديگرند (يكديگر را) بهنيكي امر و از بدي جلوگيري مي‌كنند، نماز مي‌گزارند، زكات مي‌پردازند و اطاعت خدا ورسول مي‌نمايند.
در اينجا خداوند، نخست امر به معروف و نهي از منكر را به‌عنوانيك واجب ذكر كرده (و سپس واجبات ديگر را برشمرده، ولي اگر کسي خواست حکومت ديني را در ايران امر به معروف کند حسابش با کرام الکاتبين و زندان اوين است) زيرا او آگاه است كه اگر اين وظيفهانجام گيرد و اجرا شود وظايف ديگر همه چه سخت و چه آسان رو به راه گردند، زيرا امربه معروف (كافران را) به اسلام دعوت كند، حقوق ستمديدگان را بازستاند، با ستمگر بهمخالفت برخيزد، غنيمتها (و بيت‌المال) را (عادلانه به اهلش) قسمت كند، زكات را ازآنجا كه بايد بگيرد و بدانجا كه بايد ، صرف كند.(ما که اصلا در کشور فقير و بيکار و گرسنه نداريم، دقت کنيد در کشوري که بالاترين ذخاير نفت و گاز جهان را دارد )

سپس شما جمعيت (عالمان ديني) كساني هستيد كه به علم شهره ايد، نامتان به نيكي برسر زبانهاست، به نصيحت و خيرخواهي معروفيد و به ‌دليل انتساب به خدا در نظر مردمداراي شكوهيد. بزرگان از شما حساب مي‌برند و ضعيفان شما را بزرگ مي‌دارند. كسانيشما را بر خود ترجيح مي‌دهند كه احساني به آنها نكرده‌ايد و حق نعمتي بر آنهانداريد. آنجا كه حاجتها برآورده نشود شما وساطت مي‌كنيد و پذيرفته مي‌شود. در راهبا هيبت سلاطين و عزت بزرگان حركت مي‌كنيد.

مگر اين همه احترام براي آن نيست كه انتظار دارند شما وظيفه الهي را انجام دهيدو به حق خدا قيام كنيد؟ پس چرا در بيشتر وظايف كوتاهي مي‌كنيد و حق امامان وپيشوايان الهي را سبك مي‌شماريد، حق طبقه زيردست و ضعيف را پايمال مي‌سازيد وليحقوق خود را به خيال خودتان مطالبه مي‌كنيد؟ شما كه نه مالي در راه خدا داده ايد، نهجاني در راه جان آفرين نثار كرده‌ايد و نه با قوم و قبيله‌اي براي خدا درافتاده‌ايد، چگونه(با اين سستيها و
آسايش طلبيها ) آرزوي بهشت خدا و همنشينيپيامبران و امان از عذاب او را داريد؟

از آن مي‌ترسم‌ اي كساني كه تكيه به آرزو داده‌ايد و عمل ناكرده از خدا توقعهاداريد، كه به عذاب و انتقام خدا گرفتار شويد، زيرا به لطف و كرم خداوند از مزايا وامتيازهايي برخوردار شده‌ايد، اما آنان را كه به خداپرستي معروفند ارج نمي‌گذاريدبا آن كه خود به‌دليل انتساب به خدا (و حق‌پرستي) در ميان بندگانش محترميد .

و شما (به چشم خود) مي‌بينيد كه عهد و پيمانهاي الهي (به دست قدرتمندان) شكستهشده و هيچ باك نداريد. ( سالهاست بر خلاف نص صريح قرآن بانکها ربا مي دهند و حکام با کشورهاي مشرک بي خدا رابطه دارند و . . . و هيچ کس ککش هم نمي گزد) و اگر ميثاقي از ميثاقهاي پدرانتان را زير پا نهند هراسانمي‌شويد ( اگر کسي مانند علامه برقعي گفت زيارت عاشورا دروغ است و گنبد و قبر سازي شرک است و طلب حاجت از غير خدا شرک است و دعاي ندبه شرک است و خلافت منصوص دروغ است و امام زمان وهم و دروغ است و . . . او را ترور مي کنيد و جيلهاي شما سرخ مي شود و کفن مي پوشيد و به خيابانها مي ريزيد) اما (باكي نداريد از اين كه) تعهدها و قراردادهاي پيامبر نقض شده است.(باکي نداريد که آيات خدا صبح تا شب زير پا گذاشته شود )

و مي‌بينيد كه كوران، لالان و زمين‌گيران در شهرها نه سرپرستي دارند نه پناهي(با آن كه تأمين زندگي آنها به عهده حكومت است) و كسي براي آنها كاري نمي‌كند، اماشما نه با استفاده از مقام خود به نفع آنها قدمي بر مي‌داريد و نه به آنها كه كاريمي‌كنند (و از هستي خود در راه بي‌پناهان مي‌گذرند) توجهي داريد. بلكه با چاپلوسي وبند و بست و سازشكاري با ستمكاران خود را آلوده كرده‌ايد و آسايش و امنيتي براي خودنزد آنان فراهم آورده‌ايد. همه اين رفتارها همان منكراتي است كه خدا دستور داده ازآنها جلوگيري كنيد ولي شما غافليد.(در مجلس خبرگان حکومتي دور هم جمع مي شويد و امام جماعت و مسئول موسسات دولتي مي شويد و از حکومت ، جيره و مواجب مي گيريد )

كيفر شما از همه مردم بيشتر است، زيرا مسند علم و جايگاه عالمان راستين راغاصبانه اشغال كرده‌ايد. و‌ اي كاش در همين جايگاه نيز حس و حركتي داشتيد.( چه پيشگوييي جالبي از امام حسين! اي کاش در همين مجلس خبرگان هم حس و حرکتي داشتيد و براي يک بار هم که شده و براي حلال شدن نان حرامتان يکبار فقط يکبار به خامنه اي تذکر مي داديد! البته فراموش کردم که ايشان معصومند و با يک گناه صغيره از ولايت ساقط مي شوند!) اين(كيفرها) از آن روست كه جريان كارها و احكام بايد به دست دانشمندان خداشناس باشد كهامانتدار حلال و حرام خدايند. اما اين منزلت از شما گرفته شده است تنها به اين دليلكه شما از گرد حق پراكنده شده‌ايد، (به چهره وزرا و معاونين و مشاورين جناب احمدي نژاد نگاهي بينداز! علم و تخصص و دانش از سر و روي آنها به خصوص خود آقاي احمدي نژاد مي بارد ) و در سنّت پيامبر با وجود دليلهاي آشكار و واضحاختلاف ورزيده‌ايد. اگر در برابر اذيت و آزار (ستمكاران) مقاومت داشتيد، و در راهخدا تحمل دشواري مي‌كرديد، كارهاي خدا (و اداره امور مسلمانان) به دست شما بود، ومنشأ و مرجع هر كار شما بوديد .

اما (افسوس كه) ستمكاران را بر مقام خود مسلط كرده و امور الهي را به دست آنهاسپرده‌ايد تا بر اساس شبهه‌ها و موارد مشكوك و پوشيده (و كوركورانه) كار كنند و درراه شهوتراني و كامجويي و خوشگذراني گام نهند. آن چه ستمكاران را بر مقام شما مسلطساخته اين است كه شما از مرگ گريزانيد و به اين زندگي (ننگين) ناپايدار دلخوشيد .

ضعيفان را به دست ستمگران سپرده‌ايد در نتيجه جمعي برده وار، بي‌اراده و زيرسلطه‌اند (جاني که در تن ماست هديه به رهبر ماست! رهسپاريم با ولايت تا شهادت!) و گروهي ضعيف نگهداشته شده و شكسته در زير بار گذران زندگي . ستمگران بهدلخواه و با نظر خود در امور مملكت تصرف مي‌كنند،( دقيقا زده ا ند به هدف مگر مي شود کسي جز احمدي نژاد را در ذهن تصور کرد ! ) به هوسراني، رسواييها به بارمي‌آورند،( ايران را در جهان رسوا و منزوي و بدنام کرده اند ) سيرت بدكاران پيش مي‌گيرند و بر خداي چيره بر جهان هستي دليري مي‌كنند.

در هر شهر , گوينده‌اي سخنور بر فراز منبر دارند ، كشور را قبضه كرده‌اند ، دستشانهمه جا باز است و مردم چون برده در برابرشان نيروي دفاع ندارند. برخي (از اينبيدادگران) ستمكار و سركش‌اند و برخي با كمال سختگيري همه قدرتشان را به رخناتوانان مي‌كشند. فرمانرواياني هستند كه خداي آغازگر بازگرداننده رانمي‌شناسند . ((بدون شرح! البته براي کساني که مغز خر نخورده اند))

شگفتا! و چگونه در شگفت نباشم كه سرزمين اسلام قبضه كساني است كه يا خائنستمكارند ، يا باجگير نابكار ، يا حكمران بي‌رحم و بي‌انصاف . ميان ما و شما در آن چهكشمكش داريم داور خدا است ، و قاضي اختلافمان هم اوست.

خداوندا! تو آگاهي كه آن چه (از جنبش و نهضت بر ضد مفاسد و منكرات) به دست ماصورت گرفت نه در طمع پادشاهي و جاه بود ، نه در طلب ثروت و مال. ما خواستيم تانشانه‌هاي راه دينت را بنمايانيم و در شهرهاي تو به اصلاحگري بپردازيم باشد كهبندگان مظلوم تو روي آسايش و امنيت ببينند. ما مي‌خواهيم فرايض، سنتها و احكام توبه اجرا در آيد.

شما به كمك ما بر مي‌خيزيد و در حق ما انصاف مي‌دهيد كه ستمگران بر شما مسلطشده‌اند و در خاموش كردن نور پيامبرتان كوشيده‌اند. و خدا ما را بس است. بر او توكلداريم، به درگاهش رو آورده‌ايم و بازگشت همه به سوي اوست .

آن چه خوانديد ، ترجمه متن يكي از سخنرانيهاي امام حسين(ع) است كه در آن تصويرياز وضعيت زمانه و نقش عالمان ديني را در خوشبختي يا شوربختي مردم، پيشرفت يا پسرفتجوامع و حكومتها و گسترشِ داد يا بيدادگري مي‌توان ديد. اين متن از كتاب تحف العقول عن آل الرسول اثر ابن شعبه حراني از عالمانقرن چهارم هجري با ترجمه آيت‌الله احمد جنتي عطايي از انتشارات علميهاسلاميه نقل شده و توضيحات عليرضا حسيني درون پرانتز آمده است و تنها اندك ويرايشي بهمنظور زيبايي، رواني و دقت بيشتر ترجمه در آن اعمال شده است .

( عاشورايي بودن دردسر دارد و بيم جان و ترس از زندان و تهمت خارجي بودن و وهابي بودن و آمريكايي بودن! پس اي مدعيان ولايت و اي شبنامه کيهان و اي جيره خوران حکومت ، بچسبيد به همان قيمه مشهورش! )

آقاي حسين شريعتمداري اگر مردي و شرف داري به جاي تحليلهاي آبگوشتي اين خطبه را در شب نامه کيهان بنويس! البته نخواهي نوشت چون ممکن است جرقه اي در مغز پوک مغز خر خورده ها زده شود و آن جرقه ، دودمان شما را بر باد دهد . ننگتان باد که زيباترين و پاکترين ها يعني خدا و پيامبر و دين و قران و علي را دستمايه هوسرانيها و اغراض سياسي خود کرده ايد . شرمتان باد که فقط همين جنايت ، براي معذب شدن شما در دوزخ کفايت مي کند! روزي که ديگر نه سرنيزه سپاه را داريد و نه مغزهاي حيله گر حفاظت اطلاعات آنرا و پيروان چشم و گوش بسته نيز در حاليکه شما را تف و لعنت مي کنند با ديگر خوارج رهسپار دوزخند!

نويسنده: عليرضا حسينی

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: