گفتگوی تبهکار با آقا

23 07 2010

تبهکاری به آقا گفت روزی
که من بر خود ستم کردم، تو بر دین

سیاست را نقاب دین زدی تو
تو کاری کرده ای بسیار ننگین

کجا دین گفته با چین دوست باشید؟
و یا روسیه کافرتر از چین

فشار مصلحت یکبار باشد
نه چندین بار و چندین سال و چندین

کجا دین گفته آزار و شکنجه؟
کجا دین گفته فحاشی و توهین؟

کجا دین گفته کهریزک بسازی؟
برای مردم مظلوم مسکین

کجا دین گفته مکر و حیله بازی؟
کدامین دین کدامین راه و آیین

کدامین دین ، بترسد از مخالف
چرا لالی بگو با ما کدامین؟

دلیلش فیلترینگ و جهل و سانسور
چماق آهنین در زیر آستین

حدیث و قصه شد بنیاد مذهب
روایت، کرده دین را زشت و چرکین

نگو مذهب، بگو جهل و خرافه
نگو دین بر چنین پوسیده آیین

نماد دین اگر ریش است و چفیه
نماد کفر، لابد پوشش جین !

در این کشور، منافق پروری شد
برای اینکه دین شد راه تعیین

تبهکاری من با توبه پاک است
ولی شد هفت دریا از تو چرکین

دل تو سنگ شد آقا ز نیرنگ
به گوش تو نصیحت مثل یاسین

تو آقا نیستی ای بنده جاه
تو کوچکتر از این کوچکتر از این

ستمگر بوده ام من بر تن خود
تو یک ملت فنا کردی به صد کین

چه شد بر ما که دائم می فرستیم
خراج و باج ، سوی چین و ماچین

همین ایران که سویش بود هر روز
خراج و باج، حالا گشته است این

بر این شاهی که با دین شد سوارت
دو صد لعنت بگو ای دوست، آمین

به هر جا پا نهی ترس است و وحشت
تو گویی هست ایران ، کشور مین

چرا مردم چنین افسرده هستند؟
به هر جا پا نهی، هستند غمگین؟

شده مغز تو پوک از حرف کیهان
از این تحلیلهای پوچ و پشمین

خدا کی گفته این اوباش، دینند؟
اگر دین این بود، رحمت به بی دین

تو دشمن پروری آقا ندانی
سپاهت احمقانی سر به پایین

بترس ای خرمگس روزی به ناگاه
به هم کوبد تو را پرهای شاهین

دو صد لعنت بر آن شاهی که مرده
دو صد لعنت بر این آخوند بی دین

به ذات حق قسم افکار آخوند
نجس تر باشد از مدفوع و سرگین

سواری می دهی تا کی برادر؟
بیا بر روی زین ای روی تو زین

سرت را گرم کردند ای برادر
به دعوایی که باشد در فلسطین

ندو مانند خر دنبال آقا
نرو، هُش، های، هو ، هر، لاجرم هین!!

تو را فردا چه تلخ است ای برادر
تو ای خوابیده در اوهام شیرین

بپا خیزی اگر از خواب، بینی
گریزد دزد ، پاورچین ز پرچین

به شهد علم، پایان ده به تلخی
به نور علم تا یک صبح زرین

ولایت،مظهر یک شرک ناب است
بتی اطراف آن جمع شیاطین

چماقا اقتدارت آهنین نیست
که پای ظلم، کوتاه است و چوبین

تو بستی عقد دائم با شیاطین
نهادی نفت را هم شرط کابین

تو خود کوری به آیات الهی
تو دین را می کنی تفسیر و تبیین؟

فروشی جو، ولی گندم نمایی
بگویی زر، ولی داری ملامین

اگر از جانب الله هستی
جوازت کو؟ بده یکبار تضمین!

ملامت نیست بر ملت، نباشد
علامت بر جبین این شیاطین

بله من مخملی، دشمن، برانداز
به هم خورده دلم از این مضامین

سپاهت هار شد، روزی بگیرد
تو را پاچه به جای امر و تمکین

نظام تو بساطش بر می افتد
ببین من کی زدم این نکته تخمین

گمانم شانزده سال دگر وقت
شما دارید تا گردید تدفین

کشندت عاقبت چون سوی دوزخ
بگیرد زخمهای کهنه تسکین

کشیدی گند بر ارکان کشور
ز ری تا قشم، از قم تا ورامین

عجب دارم که داری انتظار
اطاعت، جانفشانی، عشق، تحسین

تو رسم مملکت داری بیاموز
از آن روبه، ولادیمیر پوتین

ببندی گر فلنگت را ببندیم
تمام کوچه ها را شمع و آذین

خدا بخشد مرا شاید، تو را نه
که من بر خود ستم کردم، تو بر دین!

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: